لطيف قزوينى
مقدمه 46
فوائد الطفية ( فارسى )
سطر به سطرشان در كار روزمرّهء درد ستاندن و بهى بخشيدن به بيماران و يا راهنمايى ايشان در نگهدارى تندرستى سخت به كار مىآيند و همواره بازخوانى پيوستهء اصل اين متون و فهم پياپى جانمايه و روح آنها ( با توجّه به شرايط عصر و زمان و مقتضيات آن ) لازم و بايسته است . گذشته از كار بالينى در مطبّها و درمانگاهها ، اين متون دست كم براى نظريهپردازى و استنادهاى اوّليه در پژوهشهاى بنيادين نيز مىتوانند پشتوانهها و دستمايههاى ارجمندى به شمار آيند و دانشجويان و پزشكان پژوهشگر در طبّ سنّتى ، بىگمان بايد در اين نوشتارها ژرفكاوى كنند و پس از كاوش آنها و پالايش و آزمودنشان ، دستاوردهاى نو فراچنگ آورند . سخن كوتاه كنم ، مقصود نگارنده اين است كه اين همه ، تنها هنگامى شدنى است كه نخست متونى پيراسته و پاكيزه و قابل اعتماد در دست داشته باشيم ، متونى كه دو گروه سخنسنجان اديب و حكمتورزان طبيب ، با چهار چشم بينا ، هوشيارانه و موشكافانه در آنها نگريسته و سره را از ناسره باز نموده باشند ؛ كار ناگزيرى كه هنوز انجام نشده است . . . براى رسيدن به اين مقصد عالى ، داد و ستد علمى و گفتوگو ميان اين دو گروه بس ضرورى است . باشد كه به يارى پروردگار اكرم - كه آموزنده به قلم است - به زودى چنين پيوندهايى پيدا شود و راههايى براى برون شد از تنگناها و كاستىهاى كنونى پديدار گردد . سخنى با خوانندگان گمان مىرود خوانندگان اين كتاب بيشتر پزشكانى باشند كه ديدگاه و زبان طبّ سنّتى ايران را نيك مىشناسند و از پيچ و خمهاى درمان و ظرايف اين كار دشوار نيز آگاهاند و از سهلانگارى و آسانگيرى در تشخيص و معالجهء بيمارى رنجوران سخت پروا مىكنند . با اين حال مصحّح به عنوان وظيفهاى اخلاقى و حرفهاى بر خود واجب مىداند اين نكتهء بديهى را يادآورى كند كه اين كتاب هرگز براى تشخيص و درمان بيمارىها براساس طبّ سنتى ايران ، به تنهايى بسنده نيست و به هيچ وجه نمىتوان و نبايد آن را به چشم كتابى جامع يا حتّى نسبتا جامع نگريست . مصحّح با دانش اندك خود و به اقتضاى فرصت و مجال ، فقط و فقط در برخى موارد ( و نه در همهء موارد لازم ) توضيحاتى براى توضيح يا تكميل يا گاه اصلاح گفتارهاى نويسنده در پانوشت آورده است كه بيش از هر چيز نشان مىدهد كه اين متن ( و بلكه همهء متون طبّى پراكنده و كمتر شناخته شدهء ديگر ) را بايد محقّقانه و از راه مقايسه و مقابله با متون معتبر دست اوّل مورد مداقّه قرار داد و از پيروى